روز اول هردو ترسیده بودیم، ح من رو رسوند اورژانس... تریاژ بهم گفت چیزی نیست اما اگر دوباره اتفاق افتاد برو اورژانس فلان بیمارستان.
روز دوم جمعه بود، نه یک بار بلکه دوبار و هربار با شدت بیشتر مشکلم تکرار شد، یکم که سرپا شدم، لباس پوشیدم و رفتم اورژانس فلان بیمارستان، بهم گفتن باید فردا صبح بری درمانگاه که دکتر ویزیت کنه، صبح روز بعد مامان و ح به منشی درمانگاه التماس کردن تا راضی شد بهمون نوبت بده... اما نهایتا به جای دکتر، چندتا دانشجو معاینهام کردن و قرار شد ظهر برم اورژانس تا درمانم کنن. ظهر تو راه اورژانس دوباره اون اتفاق تکرار شد این بار جوری که راننده اسنپ وحشت زده میپرسید باید چیکار کنه؟ مامان که تا چند روز پیش وقتی براش توضیح داده بودم چی به سرم اومده، میگفت:"چیزی نیست، تو گندهاش میکنی، برای اکثر مردم این اتفاق میوفته... خودش خوب میشه" اون روز روی صندلی عقب ماشین کنارم نشسته بود و به قدری ترسیده بود که دست و پاش رو گم کرده بود و نمیدونست باید چیکار کنه... حجم خونی که از دست میدادم انقدر زیاد بود که نایلونها هی پر میشد... مامان مستأصل دست میکشید روی پشتم و به راننده میگفت زودتر مارو برسونه به اورژانس... وقتی رسیدیم و چشمش به مسئول تریاژ افتاد با بغض و التماس گفت خانم دخترم حالش خوب نیست، خیلی خون از دست داده! و بعد دیدم جوری میلرزه که نگهداشتن برگهی پذیرش براش سخته...
اون روز و چندین روز بعدش من بارها درمانده و ترسیده و ناامید تو اورژانس یک بیمارستان دولتی، زیر دست پرستارها و دانشجوها خون بالا آوردم، از درد جیغ کشیدم و التماس کردم حداقل یک دکتر بیاد ویزیتم کنه... اما تنها چیزی که نصیبم میشد پانسمان و باندهایی بود که نه تنها جلوی خونریزی رو نمیگرفت بلکه راه تنفسم رو مسدود کرده بود، باعث شد تمام صورتم عفونت کنه و خون این بار تماما داخل حلقم بریزه و...
بعد از چند روز اوضاعم به قدری وخیم شد که نه تنها ح، بلکه پدر و مادر خودم و خانواده دریایی هم نگران حالم بودن... همه دنبال من از این بیمارستان به تون بیمارستان و از این دکتر به اون دکتر... با وجود اینکه از چندین متخصص برای عمل اورژانسی نامه داشتم، باز بیمارستان عمل رو قبول نمیکرد و میگفت فقط دکترهای خودمون باید دستور به عمل بدن، اما کدوم دکتر؟ هربار که با اوضاع بدتر از قبل برمیگشتم اورژانس، موش آزمایشگاهیِ بیپناه و درماندهای بودم که زیر دست دانشجوهای ورودی ۱۴۰۲ دست به دست میشدم... اما از دکتر خبری نبود!
در نهایت یک متخصص برای عمل فوری اما تو یک کلینیک خصوصی برام نوبت گذاشت، و حالا من بعد از یک دورهی سخت باید منتظر باشم تا شنبه که ببینم نتیجه عمل چطور بوده... و همه اینها درحالیه که هنوز نمیدونم دلیل مشکلم چی بوده...