بد بودن!
ذاتِ من خرابه! ولی نه بخاطر اینکه یک شب تا صبح رو تو بغل مردی سَر کردم که هنوز چند روز به تاریخ طلاقش مونده، بلکه فقط به این دلیل که چند سال پیش با حجاب کامل و حداقلِ آرایش، توی پارک و بدون چادر عکس انداختم!
ذاتِ من خرابه! ولی نه بخاطر اینکه یک شب تا صبح رو تو بغل مردی سَر کردم که هنوز چند روز به تاریخ طلاقش مونده، بلکه فقط به این دلیل که چند سال پیش با حجاب کامل و حداقلِ آرایش، توی پارک و بدون چادر عکس انداختم!
احساس میکنم خشک شدم! مثل یک درخت وسط کویر! پاهام گیره تو خاکِ این زندگی ولی دل کندم از همه چی...
مغزم مثل یه ساعتِ کهنهاس که خیلی وقته کسی تنظیمش نکرده و سالهاست مونده رو یه ساعتِ غیرِ رُند...
فکر میکنی با اینکه دیگه نماز نمیخونم، با اینکه شبِ قدرِ امسال حتی به یکی از بندهای جوشن کبیر نگاه نکردم، با اینکه دیگه ازت نخواستم خوشبخت باشم، نخواستم منو ببخشی... فکر میکنی بازم بتونی دوستم داشته باشی؟
دوستم داشته باشی چون هیچ وقت مثل بقیه شاد نبودم، چون همیشه درد دارم، چون دارم روزارو به هر بدبختی شده شب میکنم درحالی که خودم نخواستم زندگی کنم؟ فکر میکنی بتونی؟