اعتراف میکنم بارها تو ذهنم کُشتمش و مغرضانه تو مراسم ختمش شرکت نکردم اما موقع تدفین ایستادم بالای قبر و با لبخند به پر شدن قبر از خاک، نگاه میکنم و به این فکر میکنم که چقدر ارث بهم میرسه؟! قبلا هروقت مرگش رو تصور میکردم با وجود اینکه بی‌نهایت ازش عصبانی بودم ناخودآگاه اشکم درمیومد! باید بترسم از این وضع... شنیدم که میگن وقتی مرگش رو تصور میکنید و گریه‌تون نمیگیره یعنی ازش متنفرین!