این بار شمشیر رو از رو بسته! قربانی کردن دالی به تنهایی براش کافی نبود و حالا میخواد آینده‌ی من رو هم تو آتیش لجبازی‌هاش بسوزونه... تهدید کرده دو ماه دیگه که اجاره اینجا تموم بشه برمیگردیم به خونه قدیمی... و من در طول این دوماه باید صبورانه منتظر معجزه بمونم وگرنه بعد از یک دعوا و کولاک جان‌فرسا البته اگر زنده بمونم، یا باید اون کوتاه بیاد و بذاره برم سرکار، یا برای همیشه ترکشون میکنم.